العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
175
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
- تا آخر دعاء - بيان : « آفريده شب و روز را بنيرويش » يعنى پديد آورد و اندازه گرفت خورشيد را خوب پرتو افكن نمود تا بر پرتو اختران ديگر چيره شد ، و هوا را تار نمود و پذيراى پرتوگيرى ، و زمين را سخت و پرتو گير و پرتو باز ده ، خورشيد را گرد زمين چرخاند ، و ببرآمدنش روز آمد و بفروشدنش در افق يا برفتن سرخى خاوريش شب آمد ، شب را پيش گفت چون شرعاً و عرفاً پيش است چنانچه دانستى براى آنكه تاريكى نيستى و يا هستى نما است و بر وجود روشنى تقدم دارد ، يا به پيروى از بيشتر آيات قرآن « آنها را بقدرتش از هم جدا ساخت » از نظر صورت و خاصيت و اثر . و گفتهاند : مقصود اينست كه خدا هر شب و روز سال خورشيدى را در هر جاى زمين اندازه معينى نموده كه هرگز كم و بيش نشوند و از هم نگيرند ، و از هم جدايند ، و بهم مخلوط نشوند ، ولى ممكن است اين معنا از عبارت بعد استفاده شود . قدرت ، نيروى آفرينش است از روى اختيار و قوت بمعنى قدرت آمده و بمعنى حالتى كه مصدر كارهاى سخت باشد ، يا پديد شدن امرى يا سبب آن مانند قواى ناطقه و بينائى و شنوائى و مانند آنها . . . « فرو برد هر كدام را در ديگرى و فرو برد ديگرى را در آن » اين دو معنا دارد . 1 - آمدن شب و روز بدنبال هم . 2 - فزون شدن يكى و كاستن ديگرى در مناطق جنوبى و شمالى خط استواء . و در اينجا اعتراض شده كه جمله دوم تكرار است و مقصود از همان جمله يكم استفاده مىشود و چه فائدهاى دارد و به چند وجه جواب داده شده . 1 - شيخ بهائى - ره - گفته : مقصود تنبيه بر امر مستغربى است و آن حصول